۰:۰۰ / ۰:۰۰

کتاب مزامیر

مزمور یکصد و سی و هفتم

سوگنامۀ تبعید شدگان

۱در کنار نهرهای بابل نشستیم و در آنجا گریه کردیم، چون سهیون را به یاد آوردیم. ۲چنگ و رباب خود را بر شاخه های درختان بید آویختیم. ۳زیرا کسانی که ما را به اسارت برده بودند، در آنجا از ما سرود خواستند و آنانی که ما را تاراج کرده بودند، شادمانی خواستند. زیرا می گفتند: «یکی از سرودهای سهیون را برای ما بخوانید.» ۴چگونه سرود خداوند را در زمین بیگانه بخوانیم؟ ۵اگر ترا ای اورشلیم فراموش کنم، آنگاه دست راست من از کار بیفتد. ۶اگر ترا ای اورشلیم به یاد نیاورم و اگر تو را بر تمام خوشی ها ترجیح ندهم، آنگاه زبانم به کامم بچسپد.

۷ای خداوند، گفتار ادومیان را در روز مصیبت اورشلیم بیاد آور که گفتند: «منهدم سازید، تا بنیادش منهدم سازید!» ۸ای بابل که تو ویران خواهی شد، خوشا به حال کسی که به تو جزا دهد چنانکه تو به ما جزا دادی! ۹خوشا به حال کسی که اطفال تو را بگیرد و ایشان را به صخره ها بزند.

مطالب مرتبط

خدایا تو کجا هستی؟ چرا به صدای قلبم گوش نمی دهی؟

خدایا تو کجا هستی؟ چرا به صدای قلبم گوش نمی دهی؟ (فریاد‌های شفابخش)
انسان‌های زخمی سرود خوشی ندارند؛ اما چنانچه که یاد بگیرند که به وصف خداوند سرود بسرایند و از میان زخم ایشان سرود بخوانند شفا خواهند یافت. در زندگی شما زمانی فرا می‌رسد که چنین به نظر می‌آید که خدا شما را ترک گفته است و با خود می‌گوید: خدایا کجا هستی؟ چرا با من سخن نمی زنی؟ چرا مرا ترک کردی؟ این داستان عروس خانه و فریاد‌های او که به گوش هیچ کسی نرسید چقدر دردآور است؛ در میان خانواده‌ها مردم و کشور ما حتا به رواج‌ها تبدیل شده است. هزاران هزار انسان را این فریاد‌های از خدا دور ساخت نه نزدیک!. اما در هرج و مرج تپه جلجتا فریادی رنج آور به زبان آرامی شنیده شد که کسی آنرا درک ننمود. ( ایلی ایلی لما سبقتنی)‌ این فریاد غمناک نبود بلکه دعایی از ته قلب به سوی خدا بود. سرود از مزمور و دلشکستگی بود که هزاران سال قبل از قلب داود نبی برخاسته بود. امروز باشد که کسی را دردمند و زخمی نسازیم و مداخله در زندگی کردن دیگران نداشته باشیم. به جای آن شکرگزاری کنیم محبت کنیم و دوست شان داشته باشیم.

برنامه رادیویی با خواندن آیه ۱-۴ (۳۰ دقیقه)