۰:۰۰ / ۰:۰۰

کتاب خروج

فصل دوازدهم

عید فِصَح

۱ خداوند در مصر به موسی و هارون فرمود: ۲«از این به بعد، این ماه برای شما اولین ماه سال باشد. ۳به تمام قوم اسرائیل هدایت بده که هر سال در روز دهم همین ماه طبق رسم هر خانواده بره ای تهیه کنند. ۴اگر تعداد خانواده کم باشد و نتواند بره را کاملاً بخورد، می تواند با همسایۀ مجاور خود شریک شود، یعنی هر خانواده نظر به تعداد افراد خود و به اندازۀ خوراک خود در قیمت بره سهم بگیرد. ۵این بره خواه گوسفند خواه بُز، باید نر و یک ساله و بی عیب باشد. ۶در شام روز چهاردهم تمام قوم اسرائیل بره های خود را قربانی کنند. ۷سپس مقداری از خون آن را بر دو طرف چوکات و سر دروازۀ خانۀ که بره در آن خورده می شود، بپاشند. ۸در همان شب تمام گوشتها را کباب کرده با نان فطیر یعنی بدون خمیرمایه و سبزیجات تلخ بخورند. ۹این گوشت نباید خام و یا جوش داده خورده شود بلکه آن را با کله و پاچه و اجزای داخلی آن روی آتش کباب کرده بخورند. ۱۰گوشت را نباید تا صبح نگهدارید و اگر چیزی از آن باقی بماند آن را در آتش بسوزانید. ۱۱شما باید با عجله بره را بخورید، کفشهای تان را به پا و چوبدستی تان را به دست بگیرید، زیرا این عید فِصَح است و آن را به احترام من، خداوند برگزار کنید.

۱۲در آن شب من از مصر عبور می کنم و تمام اولباری های مصری، چه انسان و چه حیوان، همه را می کُشم. من خداوند هستم و تمام خدایان مصر را مجازات می کنم. ۱۳خونی که بر دو طرف چوکات و بر سر دروازۀ خانۀ تان می پاشید، نشانه ای بر خانه های تان می باشد و وقتی من آن خون را ببینم از شما می گذرم و تنها مصریان را هلاک می کنم و به شما هیچ آسیبی نمی رسانم. ۱۴ شما باید آن روز را همیشه به خاطر داشته باشید و آن را به عنوان عید خداوند همیشه جشن بگیرید تا کاری را که من برای شما کرده ام به یاد داشته باشید. این عید را به عنوان یک آیین همیشه گی نسل بعد از نسل تجلیل کنید.»

عید نان فطیر

۱۵خداوند فرمود: «در این عید که مدت هفت روز طول می کشد، باید نان فطیر بخورید. در روز اول عید تمام خمیرمایه را از خانۀ خود بیرون کنید. اگر کسی در دوران این هفت روز نان خمیرمایه دار بخورد، باید از میان قوم اسرائیل جدا شود. ۱۶در روز اول و هفتم باید تمام قوم یکجا جمع شوند و به عبادت خدا بپردازند. در این دو روز به غیر از تدارک غذا نباید به هیچ کاری دیگر دست زد. ۱۷عید نان فطیر به شما یادآوری می کند که من در چنین روزی قبیله های شما را از مصر بیرون آوردم. بنابرین، بر شما و نسلهای آیندۀ شما واجب است که این عید را جشن بگیرید. ۱۸از شام روز چهاردهم ماه اول تا شام روز بیست و یکم شما باید نان فطیر بخورید. ۱۹برای هفت روز نباید اثری از خمیرمایه در خانه های تان باشد. اگر کسی در این مدت نان خمیرمایه دار بخورد، خواه بیگانه باشد خواه اهل آنجا، باید از میان قوم اسرائیل طرد شود. ۲۰باز هم می گویم که شما نباید نان خمیرمایه دار بخورید بلکه فقط نان فطیر بخورید.»

اولین عید فِصَح

۲۱موسی تمام بزرگان قوم اسرائیل را نزد خود فرا خوانده به آنها گفت: «هر کدام از شما یک برۀ گوسفند یا بُز برای خانوادۀ تان گرفته آن را برای عید فِصَح قربانی کنید. ۲۲سپس یک شاخه از بُتۀ زوفا را در خون بره که در طشت ریخته شده غوطه کنید و خون را به سر در و دو طرف چوکات دروازۀ خانه های تان بپاشید. هیچ یک از شما نباید تا صبح از خانه بیرون برود. ۲۳ در آن شب خداوند از مصر عبور می کند تا مصریان را بکُشد، اما وقتی خون را بر سر و دو طرف چوکات دروازۀ خانه های شما ببیند، از آنجا می گذرد و به فرشتۀ مرگ اجازه نمی دهد که به خانه های شما داخل شود و شما را هلاک کند. ۲۴بر شما و فرزندان شما واجب است که این قانون را برای همیشه حفظ کنید. ۲۵بعد وقتی به سرزمینی که خداوند وعدۀ ملکیت آن را به شما داده است وارد شدید، این مراسم را بجا آورید. ۲۶وقتی فرزندان شما بپرسند که معنی این مراسم چیست؟ ۲۷بگویید عید فِصَح را به احترام خداوند جشن می گیریم، زیرا شبی که خداوند از خانه های بنی اسرائیل در مصر عبور نمود، مصری ها را هلاک کرد، ولی به ما آسیبی نرساند.»

بنی اسرائیل زانو زدند و خداوند را پرستش کردند. ۲۸سپس رفتند و آنچه را که خداوند توسط موسی و هارون به آنها هدایت داده بود انجام دادند.

مرگ اولباری ها

۲۹ در حدود نیمۀ شب خداوند تمام اولباری های مصری را، از پسر اولباری فرعون که ولیعهد او بود گرفته تا اولباری اسیری که در سیاهچال زندانی بود و همچنان اولباری حیوانات را کُشت. ۳۰در آن شب فرعون و اهل دربار او و همۀ مردم مصر بیدار شدند و گریۀ بزرگی در مصر برپا شد، زیرا خانۀ نبود که در آن کسی نمُرده باشد. ۳۱در همان شب فرعون، موسی و هارون را به حضور خود خواست و به آنها گفت: «شما و همۀ قوم اسرائیل از مصر خارج شوید و سرزمین مرا ترک کنید و هر طوری که می خواهید خداوند را بپرستید. ۳۲گله ها و رمه های خود را نیز با خود ببرید. برای من هم دعا کنید.»

۳۳مردم مصر اصرار می کردند که بنی اسرائیل هر چه زودتر سرزمین آنها را ترک کنند. چون می گفتند: «اگر شما از اینجا نروید همۀ ما خواهیم مرد.» ۳۴بنابرین مردم اسرائیل تغاره های پُر از خمیر فطیر را در پارچه پیچیدند و بر دوش خود گذاشتند. ۳۵ سپس بنی اسرائیل همان طوری که موسی به آنها گفته بود، از همسایه های خود زیورات طلا و نقره و لباس خواستند. ۳۶خداوند بنی اسرائیل را در نظر مصری ها عزیز و محترم ساخته بود و هر چه از آنها خواستند به آنها دادند. به این ترتیب مردم اسرائیل ثروت مصریان را با خود بُردند.

خروج بنی اسرائیل از مصر

۳۷بنی اسرائیل که تعداد آنها به غیر از زنان و کودکان در حدود ششصد هزار مرد بود، پیاده از رعمسیس به سُکوت کوچ کردند. ۳۸همچنان عدۀ زیادی از مردم دیگر هم با گله ها و رمه های خود با آنها همراه بودند. ۳۹آنها از همان خمیر فطیر که از مصر با خود آورده بودند نان پُختند. زیرا با عجله از مصر خارج شده بودند و فُرصت آن را نداشتند که نان بپزند یا خوراکی را برای سفر تهیه کنند.

۴۰ بنی اسرائیل مدت چهار صد و سی سال در مصر زندگی کرده بودند. ۴۱در آخرین روز چهار صد و سی سال، تمام قبیله های قوم خداوند از مصر بیرون رفتند. ۴۲این همان شبی بود که خداوند برای نجات آنها از مصر تعیین فرموده بود و شبی است که وقفِ خداوند شد تا بنی اسرائیل برای همیشه به یاد خداوند آن را جشن بگیرند.

مقررات عید فِصَح

۴۳خداوند به موسی و هارون فرمود: «این مقررات عید فِصَح است: هیچ بیگانه ای نباید از غذای فِصَح بخورد. ۴۴اما هر غلام زر خریدی که ختنه شده باشد، می تواند از آن بخورد. ۴۵مهمانان غیر یهودی و نوکران نباید از آن بخورند. ۴۶ تمام آن غذا را باید در خانۀ که تهیه شده است بخورید. چیزی از آن غذا را بیرون نبرید و هیچ یک از استخوانهای آن را نشکنید. ۴۷تمام قوم اسرائیل این عید را تجلیل کنند. ۴۸کسی که ختنه نشده نباید از آن بخورد. اما اگر بیگانه گانی که در بین شما زندگی می کنند و بخواهند این مراسم را برای خداوند برگزار نمایند، اول باید تمام افراد ذکور خانوادۀ شان ختنه شوند. آنگاه می توانند مانند شما در آن مراسم شرکت کنند. ۴۹تمام اسرائیلی های اصلی و بیگانه گانی که ختنه شده اند و در میان شما ساکن اند، شامل این مقررات می باشند.» ۵۰تمام قوم اسرائیل احکام خداوند را که به وسیلۀ موسی و هارون به آنها داده شده بود، اطاعت کردند. ۵۱در همان روز، خداوند قبیله های اسرائیل را از مصر بیرون آورد.