کپی رایت ۲۰۲۶ - ۲۰۱۵ افغانی بائبل. تمامی حقوق محفوظ است
کتاب اول پادشاهان
فصل چهارم
اعضای دربار سلیمان
۱سلیمان پادشاه، پادشاه سراسر سرزمین اسرائیل بود ۲و اشخاص ذیل مأمورین عالیرتبۀ حکومت او بودند. عَزریا، پسر صادوق کاهن. ۳اَلِیحُورَف و اخیا، پسران شیشه منشی های او بودند. یَهُوشافاط، پسر اخیلود، وزیر اطلاعات، ۴بنایاهو، پسر یَهویاداع، وزیر دفاع، صادوق و ابیاتار کاهن بودند. ۵عَزریا، پسر ناتان، رئیس شورا، زابود، پسر ناتان کاهن و دوست پادشاه بود. ۶اَخیشار ناظر قصر سلطنتی و ادونیرام، پسر عَبدا سرپرست کارهای اجباری.
۷سلیمان همچنان دوازده والی بر تمام اسرائیل مقرر کرد که برای شاه و خاندان او خوراک و دیگر احتیاجات شان را تهیه می کردند. هر کدام این والیان یک ماه در سال مسئول این کار بود. ۸و آن ها این اشخاص بودند: بنحور، در کوهستان افرایم. ۹بندَقَر، در شهرهای ماقص، شِعَلبیم، بیت شمس و اَیَلون بیت حانان. ۱۰بِنحَسَد در اَرُوبُوت ـ به شمول سوکوه و تمام سرزمین حافر. ۱۱بِن اَبِیناداب در تمام ساحۀ دُر. (او شوهر تافَت، دختر سلیمان بود.) ۱۲بعنه، پسر اخیلود در تَعنَک، مِجِدو و تمام بیت شان، در نزدیکی زَرِتان و در پائین یِزرعیل و از بیت شان تا اَبَل مِحوله و شهر یُقمِعام. ۱۳بِن جابَر، در راموت جِلعاد بشمول دهات یایر، پسر مَنَسّیو، در جِلعاد و ساحۀ اَرجُوب در باشان و همچنین شصت شهر با دیوار و دروازه های برنجی. ۱۴اَخیناداب، پسر عِدو در محنایم. ۱۵اخیمعص، در نفتالی. (او هم داماد سلیمان، و نام زنش باسمَت بود.) ۱۶بعنه، پسر حوشای، در اَشیر و بَعلوت. ۱۷یَهُوشافاط، پسر فاروح، در ایسَسکار. ۱۸شِمعی، پسر اِیلا، در بنیامین. ۱۹جابَر، پسر اُوری، در سرزمین جِلعاد. (بشمول قلمرو سیحون، پادشاه اموریان و عوج، پادشاه باشان.( در کشور یهودا یکنفر موظف این کار بود.
ساحۀ قلمرو سلیمان
۲۰نفوس اسرائیل و یهودا مثل ریگ دریا زیاد و بی شمار بود. می خوردند و می نوشیدند و در زندگی خوش بودند. ۲۱ساحۀ قلمرو سلیمان شامل ساحۀ وسیعی بود که از دریای فرات شروع می شد تا سرزمین فلسطینی ها و سرحد مصر می رسید. آن ها در سراسر دوران سلطنت سلیمان به او مالیات می پرداختند و خدمت او را می کردند.
۲۲مصرف خوراک روزانۀ دربار سلیمان از اینقرار بود: پنج تُن آرد تَرمیده، ده تُن آرد جَو، ۲۳ده گاو چاق، بیست گاو از چراگاه، صد گوسفند و همچنین آهو، گوزن و مرغهای چاق. ۲۴ساحۀ فرمانروائی او را تمام قسمت غربی دریای فرات و از تِفسَح تا غزه و تمام کشور های پادشاهان ماورالنهر تشکیل می داد. در سراسر کشورهای اطراف او صلح و آرامش حکمفرما بود. ۲۵در دوران سلطنت سلیمان، یهودا و اسرائیل ـ از دان تا بئرشِبع ـ از امنیت کامل برخوردار بودند. همگی آرام و آسوده در سایۀ تاک و درخت انجیر خود می نشستند. ۲۶سلیمان همچنان چهل هزار طویله برای اسپهای خود و دوازده هزار سوار داشت. ۲۷مأمورین موظف هر ماه ضروریات سلیمان و اهل دربار او را تهیه می کردند. ۲۸برعلاوه جو و کاه برای اسپها و اسپهای تیزپا برای مأمورین ـ نظر به مقام و رتبۀ آن ها ـ به محل کار شان می آوردند.
۲۹و خدا به سلیمان حکمت و دانش زیاد داد. ساحۀ دانش و بینش او انتها نداشت. ۳۰خلاصه حکمت سلیمان زیادتر از حکمت همه عُلمای مشرق زمین و کشور مصر بود. ۳۱او داناتر از همۀ مردم و عاقلتر از ایتانِ ازراحی و پسران ماحُول، یعنی حیمان، کَلکول و دَردَع بود. نامش در کشورهای اطراف او شهرت زیادی داشت. ۳۲او همچنان سه هزار مَثَل گفت و یکهزار و پنج سرود نوشت. ۳۳در بارۀ درختان ـ از سرو آزاد لبنان تا نباتاتیکه بر دیوارها می رویند ـ سخن گفت. در اطراف حیوانات وحشی، پرندگان، خزندگان و ماهی حرف زد. ۳۴مردم از همه جا می آمدند تا حکمت سلیمان را بشنوند و نمایندگان پادشاهان روی زمین برای مشوره پیش او می آمدند.