۰:۰۰ / ۰:۰۰

کتاب خروج

فصل سیزدهم

وقف اولباری ها

۱خداوند به موسی فرمود: ۲ «تمام پسران اولباری قوم اسرائیل و هر اولباری نر حیوانات را وقف من کنید. زیرا آنها به من تعلق دارند.»

عید نان فطیر

۳موسی به مردم گفت: «این روز را که روز رهایی شما از سرزمین مصر، جایی که در آن در غلامی به سر می بُردید، به یاد داشته باشید، زیرا خداوند شما را با قدرت عظیم خود از مصر بیرون آورد. شما نباید نان خمیرمایه دار بخورید. ۴امروز که روز اول ماه ابیب است شما از سرزمین مصر خارج می شوید. ۵خداوند به اجداد شما وعده داده است که سرزمین کنعانیان، حِتیان، اَموریان، حویان و یبوسیان را به شما بدهد. وقتی که او شما را به آن سرزمین حاصلخیز که در آن شیر و عسل جاریست بیاورد، شما باید هر سال، اولین روز ماه اول سال را جشن بگیرید. ۶هفت روز نان فطیر بخورید و در روز هفتم به احترام خداوند جشن بزرگی برپا کنید. ۷هفت روز نان فطیر بخورید و هیچ خمیرمایه یا نان خمیرمایه دار در خانه های شما و حتی در سراسر سرزمین شما نباشد. ۸هنگام برگزاری این مراسم به فرزندان تان تعریف کنید که این جشن به خاطر کاری است که خداوند در موقع خروج شما از مصر انجام داد. ۹این مراسم مانند علامه ای بر دست تان و نشانه ای بر پیشانی تان خواهد بود تا به شما یادآور شود که همیشه احکام شریعت خداوند را در نظر داشته باشید. زیرا خداوند شما را با قدرت عظیم خود از مصر بیرون آورد. ۱۰این عید را هر سال در موقع معین جشن بگیرید.

اولباری

۱۱خداوند قرار وعده یی که به اجداد شما داده بود، شما را به سرزمین کنعان می آورد. وقتی در آنجا برسید ۱۲ باید اولباری های ذکور را وقف خداوند کنید. همه اولباری های نر حیوانات شما به خداوند تعلق دارند ۱۳به عوض اولباری خر، یک بره وقف کنید. اما اگر نخواستید آن را با بره عوض کنید، باید گردن خر را بشکنید. ولی به جای پسر اولباری خود فدیه ای بدهید. ۱۴در آینده وقتی پسران تو بپرسند که معنی این کار چیست؟ بگو: خداوند ما را با قدرت عظیم خود از مصر، جایی که در آن در غلامی به سر می بُردیم، بیرون آورد. ۱۵چون فرعون سرسختی کرد و نخواست ما را آزاد کند، خداوند تمام پسران اولباری مصریان را، چه انسان و چه حیوان هلاک ساخت. به همین دلیل است که اولباری های نر حیوانات را برای خداوند قربانی می کنیم. ولی به جای اولباری های خود فدیه می دهیم. ۱۶این مراسم مانند نشانه ای بر دست تان و علامتی در پیشانی شما خواهد بود تا به شما یادآوری کند که خداوند با قدرت عظیم خود ما را از سرزمین مصر بیرون آورد.»

ستون ابر و ستون آتش

۱۷وقتی فرعون بنی اسرائیل را آزاد کرد، خدا آنها را از راه سرزمین فلسطین، با وجودی که نزدیکترین راه رسیدن به کنعان بود، نبُرد، زیرا خدا می دانست که قوم اسرائیل، هر چند مسلح از مصر خارج شدند، وقتی بدانند که مجبور هستند جنگ کنند، ممکن است از رفتن به کنعان پشیمان شوند و به مصر برگردند. ۱۸پس آنها را از راه بیابان به سوی بحیرۀ سرخ هدایت کرد.

۱۹ در این سفر، موسی استخوانهای یوسف را نیز با خود بُرد، زیرا یوسف در زمان حیات خود بنی اسرائیل را قسم داده گفته بود: «وقتی خدا شما را آزاد کند، استخوانهای مرا هم با خود از اینجا ببرید.»

۲۰بنی اسرائیل از سُکوت کوچ کردند و در ایتام در کنار صحرا اردو زدند. ۲۱خداوند روزها در ستونی از ابر و هنگام شب در ستونی از آتش پیشاپیش آنها می رفت و راه را برای آنها روشن می کرد. به این ترتیب، آنها می توانستند هم در روز و هم در شب سفر کنند. ۲۲ستون ابر در روز و ستون آتش در شب همیشه پیشاپیش آنها در حرکت بود.