۰:۰۰ / ۰:۰۰
فصل قبلی

کتاب خروج

فصل اول

مصری ها با بنی اسرائیل بد رفتاری می کنند

۱ فرزندان یعقوب (اسرائیل) که هر کدام با خانوادۀ خود همراه یعقوب به مصر رفتند اینها بودند: ۲رئوبین، شمعون، لاوی، یهودا، ۳یِساکار، زبولون، بنیامین، ۴دان، نفتالی، جاد و اشیر. ۵تعداد تمام کسانی که از نسل یعقوب بودند، هفتاد نفر بود. یوسف پسر او هم در مصر بود. ۶با گذشت زمان، یوسف و تمام برادران او و همچنان همه کسانی که از آن دوره بودند، مُردند. ۷ ولی نسل آنها، یعنی بنی اسرائیل دارای فرزندان بی شمار و نیرومند شدند و سراسر مصر را پُر کردند.

۸ بعد از مدتی پادشاه جدیدی در مصر بر سر قدرت آمد که چیزی دربارۀ یوسف نمی دانست. ۹او به مردم گفت: «تعداد مردم اسرائیل بسیار زیاد شده و حتی از ما هم نیرومندتر شده اند. ۱۰ اگر جنگی برپا شود، ممکن است آنها با دشمنان ما متحد شوند و بر ضد ما بجنگند و از این کشور فرار کنند. پس ما باید چاره ای بسنجیم و نگذاریم تعداد آنها از این بیشتر شود.» ۱۱بنابرین مصری ها کارفرمایانی برای مردم اسرائیل تعیین کردند تا با کارهای شاقه، آنها را ناتوان و ضعیف سازند. آنها شهرهای فیتوم و رعمسیس را جهت مرکز تدارکات برای فرعون ساختند. ۱۲اما هر چه بیشتر مصری ها بر مردم اسرائیل ظلم می کردند، تعداد آنها بیشتر می شد و همه جا را پُر می کردند. این وضع مصری ها را به وحشت انداخت. ۱۳‏-۱۴بنابرین، مصری ها بالای مردم اسرائیل بیشتر فشار آوردند و آنها را به غلامی گرفته به کارهای بسیار سخت، از قبیل گِلکاری و خشت مالی و زراعت وادار می ساختند و هیچ رحمی به آنها نمی کردند، به طوری که زندگی را بر آنها تلخ ساخته بودند.

۱۵پادشاهِ مصر، به قابله های عبرانی که نامهای شان شِفره و فُوعَه بود، امر کرد و گفت: ۱۶«هنگامی که با زنان عبرانی در وقت زایمان شان کمک می کنید، اگر نوزاد پسر باشد او را بکُشید، ولی اگر دختر باشد او را زنده نگهدارید.» ۱۷اما قابله ها از خدا ترسیدند و از امر پادشاه اطاعت نکردند و نوزادان پسر را نکُشتند. ۱۸پادشاه مصر قابله ها را احضار کرد و به آنها گفت: «چرا این کار را کردید و پسران را نکُشتید؟»

۱۹قابله ها به فرعون گفتند: «زنان عبرانی موقع زاییدن مانند زنان مصری ضعیف نیستند. آنها به راحتی می زایند و قبل از آن که ما برسیم نوزاد شان به دنیا می آید.» ۲۰چون قابله ها از خدا ترسیدند، خداوند به آنها احسان کرد و آنها خود شان دارای خانواده شدند. ۲۱و بنی اسرائیل هم رفته رفته زیادتر و قوی تر می شدند. ۲۲ پس پادشاهِ مصر، به مصری ها فرمان داد تا هر پسر عبرانی را که به دنیا می آید به دریای نیل بیندازند، ولی دختران را زنده نگهدارند.

فصل قبلی

مطالب مرتبط

دو قابله صادق

دو قابله صادق (فریاد زن)
یوسف و اعضای فامیل او چندین قرن در مصر زندگی کردند. تعداد آنها به نام مردم اسرائیل تا حد زیادی افزایش یافت. اما آنها جایگاه احترام شان را از دست داده بودند و برده‌های مردم مصر و فرعون حاکم مصر شده بودند. این حاکم شریر می‌خواست که تعداد اسرائیلیان را کاهش دهد. به همین لحاظ، به دو قابله یهودی دستور داد تا هر نوزاد نرینه یهودی را بکشد. اما آن دو قابله خدا ترس بودند و آن دستور شرارت آمیز را پیروی نکردند. خداوند از آن دو قابله خوشنود شد. خداوند نوزادان را خلق می‌کند و به آنها زندگی می‌دهد، چون او برای تک تک انسان هدف دارد. به همین خاطر، ما هرگز نباید در کار خداوند که زندگی دادن است مداخله کنیم. گرفتن زندگی گناه است و کاملاً برخلاف خواست خداوند می‌باشد.

برنامه رادیویی به آیه ۱-۲۲ (۳۰ دقیقه)

عهد اول بدون خون قابل اجرا نبود

عهد اول بدون خون قابل اجرا نبود (آرامش و شادی در مسیح)
هد ابراهیمی تضمین شده بود زیرا تنها بر وفاداری خداوند بنا شده بود. ریخته شدن خون قربانی حیوانات برای مدتی به عنوان کفاره گناهان بود. با این حال، خون حیوان برای پرداخت گناه انسان کافی نیست. همانطور که خون ختنه راه ورود به عهد ابراهیمی را باز کرد، خون عیسی نیز راه را برای ورود عهد نو باز می‌کند. همانطور که ختنه کردن اندام مرد بر اساس عهد ابراهیمی انجام شد، ختنه قلب نیز از روح، انسان را در عهد نو عیسی شامل می‌سازد.

برنامه رادیویی به آیه ۲۲ (۳۰ دقیقه)