برنامه رادیویی درباره آیه ۲۲-۲۷ (۳۰ دقیقه)
کتاب خروج
فصل پانزدهم
سرود موسی
۱ سپس موسی و بنی اسرائیل این سرود را برای خداوند سراییدند:
- «به حضور خداوند می سراییم، زیرا او با شکوه و جلال پیروز شده است. او اسپها و سوارانش را در بحر انداخت. ۲ خداوند حامی نیرومند من است. او آن کسی است که مرا نجات داده است. او خدای من است، و من او را ستایش می کنم. او خدای اجداد من است، عظمت او را ستایش می کنم. ۳خداوند، خدای شجاع و جنگ آزما است؛ او یهوه نام دارد.
- ۴او گادیهای جنگی و لشکر فرعون را در بحر انداخت. عساکر ورزیدۀ مصر را در بحیرۀ سرخ غرق کرد. ۵آبهای بحر آنها را پوشاندند و آنها مانند سنگ به اعماق بحر سرنگون شدند
- ۶دست راست تو ای خداوند، قدرت عظیمی دارد و دشمن را تکه تکه می کند. ۷با عظمتِ و جلال خود دشمنانت را نابود کردی. با آتش خشم خود آنها را مانند کاه سوختاندی. ۸به بحر دمیدی و آب را پاره کردی و مانند دیوار ایستادند و اعماق بحر خشک شد. ۹دشمن گفت: به تعقیب آنها می روم و آنها را به چنگ می آورم. دارایی آنها را تقسیم کرده و هر چه بخواهم برای خود بر می دارم. شمشیر خود را می کشم همۀ آنها را هلاک می کنم. ۱۰ولی تو ای خداوند، وقتی بر بحر دمیدی، مصریان در بحر غرق شدند. مانند سُرب در اعماق بحر خروشان فرو رفتند.
- ۱۱ای خداوند، کدام یک از خدایان مانند توست؟ و چه کسی در قدوسیت مانند تو عظیم است؟ چه کسی می تواند مانند تو معجزه ها و کارهای عجیب بکند؟ ۱۲تو دست راست خود را دراز کردی و زمین، دشمنان ما را در خود فرو بُرد. ۱۳به قول خود وفا کردی و قوم برگزیدۀ خود را که نجات دادی، رهبری کردی. با قدرت خود آنها را به سرزمین مقدس خود هدایت نمودی. ۱۴قومهای جهان وقتی این را شنیدند، نگران شدند. فلسطینی ها از ترس به لرزه افتادند. ۱۵و رهبران ادوم در حیرت شدند. بزرگان موآب به خود لرزیدند. مردم کنعان جرأت خود را از دست دادند. ۱۶ترس و وحشت آنها را فرا گرفت. آنها قدرت دست تو را دیدند و از ترس عاجز و بیچاره شدند. تا این که قوم تو که آنها را از غلامی آزاد کردی، از کنار شان بگذرند. ۱۷ای خداوند، تو آنها را به کوه خود بیاور و در جایی که برای خود تعیین کرده ای و عبادتگاه را در آن ساخته ای، جا بده ۱۸تو ای خداوند تا به ابد پادشاهی می کنی.»
سرود مریم
۱۹بعد از آن که بنی اسرائیل از راه خشکه ای که در وسط بحر پدید شد، عبور کردند، گادیهای جنگی مصری با اسپها و سواران شان به دنبال قوم اسرائیل وارد بحر شدند، اما خداوند آبها را بر آنها برگردانید و همه را غرق کرد.
۲۰مریم نبیه، خواهر هارون، دایرۀ خود را برداشت و تمام زنان دیگر نیز به دنبال او دایره های خود را برداشته رقص کنان بیرون آمدند. ۲۱مریم این سرود را برای آنها خواند:
«برای خداوند بسرایید،
زیرا که با شکوه و جلال پیروز شده است.
او اسپها و سواران شان را
در بحر سرنگون کرده است.»
آب تلخ
۲۲بنی اسرائیل با رهنمایی موسی از بحیرۀ سرخ عازم بیابان شور شدند. آنها مدت سه روز در بیابان راه پیمایی کردند، اما آب پیدا نکردند. ۲۳سپس به ماره رسیدند، ولی آبِ آنجا به قدری تلخ بود که نمی توانستند از آن بنوشند. به همین دلیل بود که آنجا را ماره، یعنی تلخ نامیدند. ۲۴پس مردم نزد موسی شکایت کردند و گفتند: «چه باید بنوشیم؟» ۲۵موسی به حضور خداوند دعا و التماس کرد و خداوند قطعه چوبی را به او نشان داد. او آن را برداشت و به آب انداخت و آب شیرین شد.
در آنجا خداوند قوانینی برای شان داد تا طبق آنها زندگی کنند و در عین حال خواست آنها را امتحان کند. ۲۶خداوند فرمود: «اگر از من اطاعت کنید و آنچه را که در نظر من پسندیده است بجا بیاورید و مُطیع اوامر من باشید، از تمام مرضهایی که مردم مصر را بدان دچار ساختم در امان خواهید بود، زیرا من خداوند، شِفا دهندۀ شما هستم.»
۲۷روز بعد به ایلیم رسیدند. در آنجا دوازده چشمۀ آب و هفتاد درخت خُرما بود. پس آنها در کنار چشمه های آب خیمه زدند.