انجیل مرقُس

فصل دوم

شفای یک شل

(همچنین در متی ۹: ۱ - ۸ و لوقا ۵: ۱۷ - ۲۶)

۱بعد از چند روز عیسی به کپرناحوم برگشت و به همه خبر رسید که او در منزل است. ۲عدۀ زیادی در آنجا جمع شدند، به طوری که حتی در پیش دروازه خانه هم جائی نبود و عیسی پیام خود را برای مردم بیان می کرد. ۳عده ای مرد شلی را، که بوسیلۀ چهار نفر آورده می شد، نزد او آوردند. ۴اما به علت زیادی جمعیت نتوانستند او را پیش عیسی بیاورند، پس سقف اطاق را که عیسی در آنجا بود برداشتند و وقتی آنجا را باز کردند مرد شل را در حالی که روی تشک خود خوابیده بود پائین گذاشتند. ۵عیسی وقتی ایمان ایشان را دید، به مرد شل گفت: «ای فرزند، گناهان تو آمرزیده شد.» ۶چند نفر از علمای دین که آنجا نشسته بودند، پیش خود فکر کردند: ۷«چرا این شخص چنین می گوید؟ این کفر است، چه کسی جز خدا می تواند گناهان را بیامرزد؟» ۸عیسی فوراً فهمید آن ها چه افکاری در دل خود دارند. پس به آن ها فرمود: «چرا چنین افکاری را در دل خود راه می دهید؟ ۹آیا به این شل گفتن «گناهانت آمرزیده شد» آسانتر است یا گفتن «برخیز تشک خود را بردار و راه برو»؟ ۱۰اما برای اینکه بدانید، پسر انسان در روی زمین حق آمرزیدن گناهان را دارد.» به آن شل فرمود: ۱۱«به تو می گویم برخیز، تشک خود را بردار و بخانه برو.» ۱۲او برخاست و فوراً تشک خود را برداشت و در برابر چشم همه خارج شد. همه بسیار تعجب کردند و خدا را حمد کنان می گفتند: «ما تا بحال چنین چیزی ندیده ایم.»

دعوت از لاوی

(همچنین در متی ۹: ۹ - ۱۳ و لوقا ۵: ۲۷ - ۳۲)

۱۳بار دیگر عیسی به کنار دریا رفت، مردم پیش او آمدند و او به تعلیم آنها شروع کرد. ۱۴همچنانکه می رفت لاوی پسر حَلفی را دید، که در محل وصول مالیه نشسته بود. عیسی به او گفت: «بدنبال من بیا.» لاوی برخاست و بدنبال او رفت. ۱۵وقتی عیسی در خانه لاوی سر دسترخوان نشسته بود، عدۀ زیادی از جزیه گیران و خطاکاران با او و شاگردانش نشسته بودند، چون بسیاری از آن ها پیرو او بودند. ۱۶وقتی عده ای از علمای دین فریسی او را دیدند که با جزیه گیران و خطاکاران غذا می خورد، به شاگردانش گفتند: «چرا با جزیه گیران و خطاکاران غذا می خورد؟» ۱۷عیسی این را شنید و به آن ها فرمود: «بیماران احتیاج به طبیب دارند، نه تندرستان. من آمده ام تا خطاکاران را دعوت نمایم نه پرهیزکاران را.»

دربارۀ روزه

(همچنین در متی ۹: ۱۴ - ۱۷ و لوقا ۵: ۳۳ - ۳۹)

۱۸یک موقع که شاگردان یحیی و پیروان فرقه فریسی روزه دار بودند، عده ای پیش عیسی آمدند و پرسیدند: «چرا شاگردان یحیی و فریسی ها روزه می گیرند، اما شاگردان تو روزه نمی گیرند؟» ۱۹عیسی به آن ها فرمود: «آیا می توان انتظار داشت دوستان داماد تا زمانی که داماد با آنهاست روزه بگیرند؟ نه، تا زمانی که داماد با آنهاست آن ها روزه نمی گیرند. ۲۰اما زمانی خواهد آمد که داماد از ایشان گرفته می شود، در آن وقت روزه خواهند گرفت. ۲۱هیچ کس لباس کهنه را با پارچۀ نو پیوند نمی کند. اگر چنین کند آن پینه از لباس جدا می گردد و پارگی بدتری بجا می گذارد. ۲۲همچنین هیچ کس شراب تازه را در مشک های کهنه نمی ریزد. اگر چنین کند شراب، مشک را می ترکاند و مشک و شراب هر دو از بین می روند. شراب تازه را در مشک های نو باید ریخت.»

دربارۀ روز سَبَت

(همچنین در متی ۱۲: ۱ - ۸ و لوقا ۶: ۱ - ۵)

۲۳در یک روز سَبَت عیسی از میان مزارع گندم می گذشت و شاگردانش در حالی که راه می رفتند شروع به چیدن خوشه های گندم کردند. ۲۴فریسی ها به او گفتند: «ببین، چرا شاگردان تو کاری می کنند که در روز سَبَت جایز نیست؟» ۲۵عیسی فرمود: «مگر نخوانده اید که داود وقتی خود و یارانش احتیاج به خوراک داشتند چه کرد؟ ۲۶در زمان ابیاتار کاهن اعظم، به خانۀ خدا وارد شد و نان تقدیس شده را، که جز کاهنان کسی حق خوردن آن ها را نداشت، خورد و به همراهان خود نیز داد.» ۲۷و به آن ها فرمود: «روز سَبَت برای انسان بوجود آمد، نه انسان برای روز سَبَت. ۲۸بنابراین پسر انسان صاحب اختیار روز سَبَت هم است.»

مطالب مرتبط

آیا شما به مسیح و کلام خدا شک دارید؟

آیا شما به مسیح و کلام خدا شک دارید؟ (باشما)
خوانندگان و دوستان عزیز ! یکی از دوستان ضمن تماس تلفونی با ما، می‌‌‌‌‌‌خواستند ثابت نمایند که انجیل کتاب آسمانی و درست نیست و در این مورد بسیار شک داشتند مگر ما فکر کردیم که این دوست ما تنها نیست که در این مورد شک داشته باشد و اگر تنها یک نفر باشد که این حرف را بزند و ثابت بسازد ممکن است که ساعت‌ها را با او بنشینیم و صحبت کنیم و امکان هم دارد که بعد از اینهمه صحبت باز هم قبول نکند ولی می‌‌‌‌‌‌توانیم با او وقت زیادی را بگذرانیم و صحبت کنیم. اما اصل موضوع اینست که متأسفانه این برادر ما تنها نیست بلکه بسیاری از مردمان دیگر هم هستند که عین نظریه را دارند. البته باید گفت که نه تنها امروز مردمانی هستند که به ضد مسیح و کلام خدا حرف می‌‌‌‌‌‌زنند بلکه حتی در وقت خود عیسی مسیح هم اینطور مردم‌ها زیاد بودند، که می‌‌‌‌‌‌خواستند ثابت کنند که کلام خدا درست نیست و یا به معجزات عیسی مسیح ایمان نمی آوردند. وقتی که ما انجیل مقدس را می‌‌‌‌‌‌خوانیم، می‌‌‌‌‌‌بینیم کسانی بیشتر به ضد عیسی مسیح بودند که علمای مذهبی بودند و تا جایی که می‌‌‌‌‌‌بینیم برای آنها نیز آسان نبود و نمیتوانستند قبول کنند ولی شکر که عیسی مسیح قلب آنها را می‌‌‌‌‌‌فهمید. افکار شانرا می‌‌‌‌‌‌فهمید و ما می‌‌‌‌‌‌خواهیم تا یکی از قصه‌های را که در انجیل ذکر شده آنرا بخوانیم و کمی دربارۀ آن گپ بزنیم و تفکر کنیم. انجیل مرقُس فصل دوم از آیۀ 1 الی 12 :  ۱ پس از چنـد روز، عیسی به کفرناحوم بازگشت و خبر ورود او فوری در شهر پیچید.  ۲ طولی نکشید که خانه ای که عیسی در آن بود پر شد، بطوری که حتی بیرون خانه نیز جای ایستادن نبود. در آن حال ، او پیام خدا را برای مردم بیان می‌‌‌‌‌‌کرد. ۳ درهمین هنگام ، چهار نفر آمدند و مرد افلیجی را بر تختی آوردند. ۴ ولی نتوانستند خود را از لابلای جمعیت به عیسی برسانند. پس به پشت بام رفتند و سقف بالای سر عیسی را برداشتند و افلیج را با تختش در مقابل پایهای او پایین فرستادند. ۵ وقتی عیسی دید که چقدر ایمانشان به او قوی است ، به آن افلیج فرمود: “پسرم گناهانت بخشیده شد!” ۶ بعضی از علمای مذهبی که در آنجا نشسته بودند، پیش خود فکر کردند: ۷ ”عجب کفری ! مگر او خداست که چنین چیزی می‌‌‌‌‌‌گوید؟ غیر از خدای یگانه چه کسی می‌‌‌‌‌‌تواند گناهان انسان را ببخشد.” ۸ عیسی همان لحظه در خود درک کرد که چه فکر می‌‌‌‌‌‌کنند. پس رو به ایشان کرده ، فرمود: “چرا از این موضوع در اندیشه اید؟ ۹ آیا فکر می‌‌‌‌‌‌کنید بخشیدن گناهان انسان ، از شفا دادن مرضش سختتر است ؟ ۱۰ حال ثابت می‌‌‌‌‌‌کنم که سخن بیجایی نگفته ام ، بلکه واقعاً اختیار و توانایی بخشیدن گناه بشر را دارم .” آنگاه رو به افلیج کرد و به او فرمود: ۱۱ ”تو شفا یافته ای . بسترت را جمع کن و به خانه ات برو!” ۱۲ افلیج از جا پرید و بلافاصله بستر خود را جمع کرد و در مقابل چشمان حیرت زده مردم ، از آن خانه خارج شد. همه خدا را شکر می‌‌‌‌‌‌کردند و به یکدیگر می‌‌‌‌‌‌گفتند: “تا بحال چنین چیزی ندیده بودیم !” دوستان عزیز! می‌‌‌‌‌‌خواهیم با بستن چشمان خود همان منظره و صحنه را در ذهن خود دقیقاً مجسم بسازیم و خود را در آن شهر تصور کنیم با آمدن عیسی مسیح در شهر کفرناحوم دفعتاً خبر ورود او در شهر پیچید و مردم در خانۀ که عیسی مسیح پیام خدا را می‌‌‌‌‌‌رساند جمع شده بودند و بیحد بیروبار بود. چهار نفر دوست خود را که فلج بود ولی نمیتوانستند از بین مردم تیر شوند ولی می‌‌‌‌‌‌روند و یک طوری چت خانه را برداشته و دوست فلج خود را به عیسی مسیح می‌‌‌‌‌‌رسانند. زمانیکه عیسی مسیح ایمان قوی ایشان را دید، عوض اینکه آن افلیج را شفا بدهد گفت: پسرم گناهانت بخشیده شد و عالمان مذهبی که حاضر بودند با شنیدن این حرف با خود گفتند که مگر او خداست که چنین چیزی می‌‌‌‌‌‌گوید؟ غیر از خدای یگانه کیست که گناهان انسان را ببخشد؟ و می‌‌‌‌‌‌بینیم که نه تنها گناهش را می‌‌‌‌‌‌بخشد بلکه او را در مقابل انظار مردم شفا هم می‌‌‌‌‌‌دهد. سوال من از شما اینست که وقتی عیسی مسیح به کفرناحوم آمد، چرا آنقدر مردم آمدند و به دورش جمع شدند؟ بخاطریکه قدرت عیسی مسیح را دیده بودند و می‌‌‌‌‌‌دانستند که عیسی مسیح وقتی کلامی را می‌‌‌‌‌‌گوید قدرت دارد و اینجا می‌‌‌‌‌‌بینیم که گفتار و کردار مسیح بر سر کسانی بد خورد که به او ایمان نداشتند و خود را مومن نشان می‌‌‌‌‌‌دادند ولی به کلام خدا، قدرت خدا ایمان کامل نداشتند. دوستان گرامی! امروز هم کسانی هستند که خودشان می‌‌‌‌‌‌گویند عیسی مسیح زندۀ ابدی است، عیسی مسیح روح خداست، عیسی مسیح قدوس خداست، عیسی مسیح کلام خداست، عیسی مسیح یگانه کسی هست از دختر باکره تولد شده است و همین مردم هم به ضد عیسی مسیح حرف می‌‌‌‌‌‌زنند و کلام او را می‌‌‌‌‌‌گویند که کلام درست نیست. پس وقتی ما این چیز‌ها را می‌‌‌‌‌‌شنویم و شما دوست‌های عزیزی که به عیسی مسیح ایمان دارید خواهشمند هستیم که ناراحت و جگر خون نشوید زیرا این مسئله حتی در زمان خود عیسی مسیح نیز موجود بود. کسانی بودند که فقط خود را مؤمن نشان می‌‌‌‌‌‌دادند ولی به خدا ایمان نداشتند و حتی حرف‌های شان با یکدیگر تناقض داشت. وقتی من هم با دوست ما صحبت می‌‌‌‌‌‌کردم در اول کمی جگرخون شدم ولی بعداً فکر کردم که نباید ما از این مسئله جگرخون شویم. من کوشش کردم که پیام خوش انجیل را برای دوست ما برسانم ولی آن شخص خودش باید تصمیم بگیرد که آیا می‌‌‌‌‌‌خواهد پیام خوش انجیل را قبول کند یا نه؟ آیا می‌‌‌‌‌‌خواهد عیسی مسیح را که زندۀ ابدیست قبول کند یا نه؟ و هرکس باید خودش تصمیم نهایی را بگیرد. ما می‌‌‌‌‌‌توانیم بگوئیم که بلی خداوندا ! من زندگی ام را به تو می‌‌‌‌‌‌سپارم و می‌‌‌‌‌‌خواهم که زندگی ابدی را در تو داشته باشم و می‌‌‌‌‌‌خواهم ترا پرستش کنم و یا می‌‌‌‌‌‌توانیم که بگوئیم که خدا دروغگوی است و ما کلام اش را قبول نداریم، مسیح خداوند را قبول نداریم و کسانی را که پیام حقیقت و خوش را برای ما می‌‌‌‌‌‌گوید، آنها را نیز قبول نداریم ولی باز هم می‌‌‌‌‌‌خواهم برای تان بگویم که ما ناراحت نمیشویم و ما به شما تمام دوست‌های عزیز ما که به عیسی مسیح ایمان دارید می‌‌‌‌‌خواهیم بگوئیم که وقتی اینگونه سوال‌ها برایتان می‌‌‌‌‌اید، شما لطفاً ناراحت نشوید. زمانیکه من کلام خدا را می‌‌‌‌‌خوانم، در هیچ جایی از کلام خدا ندیدم که عیسی مسیح در مقابل کسی که مرض داشت یا کور مادر زاد بود و یا هم فلج بود، حتی مرده بود عاجز شود و نیز می‌‌‌‌‌بینیم که عیسی مسیح با شکاکانی نیز مواجه شد که نتوانست آنها را قناعت بدهد و به توبه وا دارد. قدرت خدا را می‌‌‌‌‌دیدند، معجزۀ خدا می‌‌‌‌‌دیدند و کلام خدا را می‌‌‌‌‌شنیدند ولی هنوز هم می‌‌‌‌‌گفتند که منم ! و شک داشتند و هنوز هم توبه نمیکردند و حتی در فکر دریافت محبت خدا هم نبودند. دوستان گرامی! زمانیکه کلام خدا را می‌‌‌‌‌شنویم دو کار را می‌‌‌‌‌توانیم انجام بدهیم. یا اینکه کلام خدا را بپذیریم و یا اینکه آنرا رد کنیم و خوشابحال کسانی که کلام خدا را می‌‌‌‌‌پذیرند. مثل همین شخصی که فلج بود و عیسی مسیح برایش گفت که گناهانت بخشیده شد و بعداً گفت بسترت را جمع کن و برو ، او می‌‌‌‌‌توانست که در بستر بیفتد و بگوید نی من شفا نیافته ام ولی خوشابحال آن شخص که بستر خود را جمع کرد و خوشحال رفت و شفا یافت و در عین زمانیکه بستر خود را جمع کرد ما مطمئن هستیم که گناهان او نیز بخشیده شده است. بخاطریکه او پذیرفت و امروز نیز عیسی مسیح می‌‌‌‌‌خواهد تا گناهان ما و شما را نیز ببخشد. عیسی مسیح می‌‌‌‌‌خواهد تا به ما زندگی ابدی بدهد و ما وقتی از پیام انجیل گپ می‌‌‌‌‌زنیم، ما از این صحبت نمیکنیم که شما این کار‌ها کنید تا مگر خدا از شما خوش شود ولی ما می‌‌‌‌‌گویم که خداوند شما را دوست دارد و بخاطر محبت بیکرانش بود که جسم پوشید و در این دنیا آمد تا که انسان گمشده را شفا بدهد، و حیات جدید ببخشد. اینست پیام خوش انجیل که عیسی مسیح زندۀ ابدیست و شما ای کسانی که هنوز به عیسی مسیح اعتبار ندارید، به او اعتماد کنید تا شما نیز زندگی ابدی را داشته باشید. پیام خوش انجیل اینست که شما اجازه بدهید تا مسیح در شما زندگی کند و شما زندگی نو را داشته باشید. دوستان عزیز! کلام عیسی مسیح پر از فیض و برکت است خوشابحال کسانیکه می‌‌‌‌‌توانند توبه کنند و زندگی خود را به عیسی مسیح بسپارند. یکی از نویسندگان بسیار نامدار می‌‌‌‌‌گوید که اگر کسی شک داشته باشد، حتی اگر همان معجزۀ خداوند را ببیند باز هم می‌‌‌‌‌تواند معجزه را رد کند و بگوید که ندیده ام و یا اگر به یک معجزۀ انکار ناپذیرهم مواجه شود می‌‌‌‌‌تواند چشم‌های خود را ببندد و آنرا انکار کند و بجای آنکه واقعیت را قبول کند، ترجیح می‌‌‌‌‌دهد شک و تردید کند و حتی بگوید که سرم گنس بود و ندیدم. در دوران مکتب سه چهار تن از همصنفانم، که سن شان بزرگتر از من بود، بسیار با من ضد داشتند زیرا نمرات من بهتر از آنها بود و این موضوع باعث بدبینی شان شده بود. یکروز در ساعتی که در صنف کار عملی داشتیم معلم ما پیشنهاد کرد که دورا دور مکتب را جارو می‌‌‌‌‌کنیم و تمام صنف را به چند گروپ تقسیم کردند و من تصادفاً با این چهار نفر در یک گروپ قرار گرفتم. معلم ما برای ما وظیفه داد و خودش رفت و گفت که در ختم کار می‌‌‌‌‌ایم و می‌‌‌‌‌بینم. من جارو را گرفتم و همانقدر جایی را که بمن وظیفه داده بودند خوب و بیشتر از دیگر اعضای گروپ جارو کردم. در ختم کار معلم ما آمد و پرسید که کی در جای کار بود و کی نبود تا نوبت به من رسید و پرسید که با کی‌ها بودم و من جواب دادم که با همین گروپی که خود شما تعیین کرده بودید. مگر آن چهار همصنفی هایم ایستاد شدند و گفتند که نخیر او با ما نبود در حالی که همه با هم جارو کرده بودیم و نزدیک بود نفسم ایستاد شود و هر چه اصرار می‌‌‌‌‌کردم که بودم آنها انکار می‌‌‌‌‌کردند و می‌‌‌‌‌گفتند که با ما نبود و معلم از من پرسید که کجا بودی؟ و من که خورد سال هم بودم، گریه ام آمده بود که چه بگویم؟ چطور ثابت کنم که من در آنجا بودم و خودم جارو کردم ولی اصل حرف اینجاست که اگر کسی نخواهد چیزی را قبول کند و کسی که بخواهد شک کند و مشکل درست کند، می‌‌‌‌‌تواند و ما نمیتوانیم آنها را تبدیل کنیم و متأسفانه مثل همان چهار نفر همصنفی‌های من، امروز هم بسیاری کسانی هستند، با اینکه می‌‌‌‌‌گویند که به حقیقت زنده بودن عیسی مسیح، قدرت او، زنده ساختن مرده‌ها توسط او، ایمان داریم و در عین وقت شک می‌‌‌‌‌کنند و در عین وقت رد می‌‌‌‌‌کنند و ما دل ما برای این قسم مردم‌ها می‌‌‌‌‌سوزد و حتی فکر می‌‌‌‌‌کنم که وقتی عیسی مسیح هم به طرف شان می‌‌‌‌‌بیند دلش برایشان می‌‌‌‌‌سوزد و به حالشان گریه می‌‌‌‌‌کند که تو خودت می‌‌‌‌‌گویی که عیسی مسیح زندۀ ابدیست، پس چطور به من ایمان نمی آوری؟ خودت می‌‌‌‌‌گویی که عیسی مرده‌ها را زنده کرد پس چطور به من ایمان نمیاوری؟ چرا زندگی ات را به روح فانی و دنیوی سپرده ایی؟ و به قدرت خودت روحت را سپردی و دروغ‌های که دربارۀ من به تو گفته می‌‌‌‌‌شود آنها را قبول می‌‌‌‌‌کنی ولی یکبار کلام مرا نمیگیری که بخوانی و بفهمی که چه می‌‌‌‌‌گویم. من به تو محبت دارم و ترا دوست دارم و تو از محبت من رویت را دور می‌‌‌‌‌دهی و به ضد من ایستاد می‌‌‌‌‌شوی و حرف می‌‌‌‌‌زنی. اما اینرا نیز باید به یاد داشت که یکروز ما و شما با حقیقت و خداوندی که زنده هست، با عیسی مسیح روبرو شدنی هستیم و خوشابحال ما که بتوانیم بطرفش ببینیم و بگوئیم شکر عیسی مسیح که حال ترا می‌‌‌‌‌بینیم و وابحال ما اگر روزی روبرو شویم و بخاطری هر چیزی که به ضدش گفته ایم خجالت و سر افگنده باشیم و نتوانیم به سوی خداوند ببینیم. دوست‌های عزیز! لطفاً این صحنه را در ذهن تان مجسم کنید و درباره اش فکر کنید. خداوند شما را دوست دارد. عیسی مسیح شما را دوست دارد و بخاطر محبت بیکرانش بود که جسم پوشید و به این دنیا آمد و بخاطر گناهان ما و شما بود که در صلیب می‌‌‌‌‌خکوب شد و دقن شد و شکر می‌‌‌‌‌کنم به قدرت عیسی مسیح که بعد از سه روز از مردگان قیام کرد و زندۀ ابدیست. دوستان عزیز! او می‌‌‌‌‌تواند نجات دهنده باشد چرا ؟ بخاطریکه او زندۀ ابدیست. اوست که دنیا را داوری می‌‌‌‌‌کند. انسان، سنگ ، خاشاک و تمام هستی را او داوری می‌‌‌‌‌کند. در انجیل متی فصل 28 می‌‌‌‌‌خوانیم که می‌‌‌‌‌فرماید: تمام قدرت روی زمین و آسمان به من داده شده است. پس دوستان عزیز! شما چرا نمی خواهید کسی را که قدرت آسمان و زمین به او داده شده است، پیروی نمائید؟ ما می‌‌‌‌خواهیم و امیدوار هستیم که از دوستان ما بشنویم که یا بگویند عیسی مسیح خداوند هست و یا بگویند که یک آدم دروغگوی بود مگر در بین نباشید که این چیز‌ها را قبول نداریم و این چیز هایش را قبول داریم. به ضد خود و از عقل خود حرف نزنید. لطفاً یا قبول کنید که عیسی مسیح زندۀ جاویدانیست، قدرت دارد، مرده‌ها را زنده کرد و دنیا را واقعاً داوری خواهد کرد و یا اینرا بگوئید که نخیر من نمیخواهم او را پیروی کنم و این همه یک دروغ است و این بهتر از این است که بگوئید زنده هست و بعد به ضدش حرف بزنید. دوستان عزیز! من باز هم تشویق تان می‌‌‌‌کنم که اگر شما شک دارید، لطفاً یکبار کلام خدا را بخوانید. ببینید اگر در بین کلام خدا هر اشتباه و یا بدی دیدید ، برای ما هم بگوئید. وقتی من هر روز کلام خدا می‌‌‌‌خوانم یک برکت نو از آن می‌‌‌‌گیرم. چرا که کلام خداست. کتابهای دیگر دنیوی را یکبار می‌‌‌‌خوانم ولی دفعه دوم دلم نمیشود که آنرا بخوانم و یا شاید کدام کتابی را که زیاد دوست داشته باشید اگر دو دفعه بخوانید، مگر دوست‌های عزیز ! من کسانی را می‌‌‌‌شناسم که شصت سال یا هفتاد سال است که به مسیح ایمان دارند هر بار که کلام خدا را می‌‌‌‌خوانند برکتی نوی از آن می‌‌‌‌گیرند. ما اگر گواهی مردمانی را که گفتیم از چندین سالهاست که به مسیح ایمان دارند، بخوانیم، بسیاری شان می‌‌‌‌گویند که ما هر باری که کلام خدا را می‌‌‌‌خوانیم یک چیزی نو از آن می‌‌‌‌آموزیم. چرا؟ بخاطریکه کلام، کلام خداست. کلام انسان نیست.

برنامه رادیویی شامل آیه ۱-۱۲ (۳۱ دقیقه)

معاینه خانه های خطرناک

معاینه خانه های خطرناک (سلام هموطن)

برنامه رادیویی شامل آیه ۱-۱۲ (۳۰ دقیقه)

تصویر عیسی در انجیل مرقس. قسمت دوم.

تصویر عیسی در انجیل مرقس. قسمت دوم. (باشما)

برنامه رادیویی شامل آیه ۱-۱۷ (۲۹ دقیقه)

شفای یک جذامی.

شفای یک جذامی. (چشمۀ حیات)

برنامه رادیویی شامل آیه ۵ (۳۰ دقیقه)

انتخاب لاوی پسری حلفی به حیث شاگرد عیسی مسیح

انتخاب لاوی پسری حلفی به حیث شاگرد عیسی مسیح (چشمۀ حیات)

برنامه رادیویی شامل آیه ۱۷ (۳۰ دقیقه)