چاپرښته ۲۰۲۵ - ۲۰۱۵ افغانی بائبل
۱ پنج روز بعد، کاهناعظم حَنانیا همراه با چند نفر دیگر از بزرگان و یک وکیل به نام تِرتُلُس، به قیصریه رسیدند و شکایت خود را بر ضد پولُس به اطلاع والی رسانیدند. ۲ وقتی پولُس را به داخل خواستند، تِرتُلُس ادعای خود را این طور شروع کرد: «عالیجناب فِلیکس! رهبری خِرَدمندانۀ شما برای ما صلح و آرامش پایدار به وجود آورده است و اقدامهای مفید شما سعادت نصیب ملت ما ساخته است. ۳ ما برای این کارهای شما همیشه و در هرجا سپاسگزاری قلبی خود را تقدیم مینماییم. ۴ اما برای این که زیاد وقت شما را نگیرم، تقاضا دارم که مطابق لطف همیشهگیتان به چند خواهش کوچک ما توجه فرمایید. ۵ به ما ثابت شده است که این شخص یک آشوبگر خطرناک است، او در سراسر دنیا میان یهودیان اختلاف انداخته است و از سرکردهگان فرقۀ ناصری میباشد. ۶ او حتی کوشش میکرد خانۀخدای ما را آلوده بسازد. ما او را دستگیر کردیم [و میخواستیم مطابق شریعت خود، محاکمهاش کنیم. ۷ ولی فرمانده عمومی لیسیاس آمد و به زور او را از چنگال ما خلاص کرد ۸ و به مدعیان او امر کرد به حضور شما بیایند.] اگر از او تحقیق کنید، تمام اتهامهایی را که ما کردهایم برایتان روشن خواهد شد.» ۹ یهودیان هم در اتهامهای او شریک شدند و تمام حرفهای تِرتُلُس را تأیید کردند.
۱۰ پولُس پس از آن که والی به او اشاره کرد تا سخن بگوید، چنین جواب داد: «من میدانم که شما سالهای زیاد است که بر این ملت قضاوت میکنید، پس با خاطرجمع در حضور شما از خود دفاع میکنم. ۱۱ ممکن شما خود دانسته باشید، از روزی که من برای عبادت به اورشلیم رفته بودم هنوز بیش از دوازده روز نمیگذرد. ۱۲ هیچکس مرا ندیده است که در خانۀخدا با کسی جروبحث کرده یا در داخل شهر یا کنیسههای دیگر، مردم را تحریک کرده باشم. ۱۳ اینها در ارتباط با تهمتهایی که بر ضد من میزنند، هیچگونه ثبوتی ندارند. ۱۴ اما در حضور شما اعتراف میکنم که در پرستش خدای اجداد خود، طریقهای را که آنها راه نادرست میخوانند، پیروی مینمایم. من به هر چیز که در تورات و نوشتههای پیامبران آمده است، اعتقاد دارم. ۱۵ من همان امیدی را به خدا دارم که اینها دارند و آن این است که برخاستن پس از مرگ برای نیکان و بدان حق است. ۱۶ بنابراین میکوشم با چنین امید در همۀ حالتها در برابر خدا و بندهگانش وجدان آرام داشته باشم.
۱۷ من پس از سالهای زیاد دوباره به اورشلیم رفتم تا برای قوم خود هدیههایی ببرم و قربانی تقدیم کنم. ۱۸ در خانۀخدا بعد از مراسم پاک ساختن مشغول این کارها بودم. در آنجا نه جمعیتی به دَور من جمع شده بود و نه شورشی در کار بود. ۱۹ چند تن از یهودیان ایالت آسیا مرا در آنجا دیدند. اگر آنها از من شکایتی دارند باید اینجا حاضر شوند و خودشان آن را اظهار نمایند، ۲۰ یا این که اینها همین جا باید بگویند که وقتی من در برابر شورا ایستاده بودم مرا به چه جُرمی متهم کردند؟ ۲۱ جز این که در میان آنها با صدای بلند گفتم: من بهخاطر داشتن امید به رستاخیز مُردهگان در اینجا محاکمه میشوم.»
۲۲ پس فِلیکس که خودش در مورد این طریقه به طور کافی معلومات داشت، محاکمه را به تعویق انداخته و گفت: «من فیصلۀ خود را پس از آمدن فرمانده لیسیاس به شما میگویم.» ۲۳ او به یکی از افسران خود امر کرد که پولُس را تحت نظر بگیرد اما کمی او را آزاد بگذارد تا دوستانش پیش او بیایند و نیازمندیهایش را رفع کنند.
۲۴ چند روز بعد فِلیکس با همسر خود درُسیلا که یک زن یهودی بود، به آنجا آمد و پولُس را نزد خود خواست و سخنان او را دربارۀ ایمان به عیسایمسیح شنید. ۲۵ اما وقتی پولُس دربارۀ عدالت، پرهیزگاری و روز داوری سخن گفت، فِلیکس ترسید و گفت: «حالا میتوانی بروی، در یک زمان مناسب، باز کسی را دنبالت میفرستم.» ۲۶ فِلیکس آرزو داشت که پولُس برایش رشوت بدهد تا او را رها کند، از همین خاطر بیشتر وقتها پولُس را میخواست و با او صحبت مینمود.
۲۷ پس از دو سال پُرکیوس فِستوس جانشین فِلیکس گردید. اما فِلیکس برای آن که رضایت یهودیان را جلب نماید، پولُس را همچنان در زندان نگهداشت.